پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰

برو مسیح که فکر فراغ من غلط است

غلط مکن که علاج دماغ من غلط است

نشان پای من آوارگی بجست، نیافت

به دشت گم شدگی ها سراغ من غلط است

ز استخوان همای باغ دوست معمور است

ترانه ی گله آلود زاغ من غلط است

نه عندلیب چمن زارم، از بهشت مگو

ز گلخن آمده ام ، کشت باغ من غلط است

کنون که لذت الماس از نمک رو تافت

کرشمه سنجی مرهم به داغ من غلط است

حلاوتی که توان یافتن به خون جگر

شکستن هوسش در دماغ من غلط است

متاز بر اثر نور وغظ من، عرفی

که پیروی به فروغ چراغ من غلط است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲گر نوش وفا قحط شود، نیش کفاف است
  2. غزل شمارهٔ ۶۳آتشین لالهٔ دل صد ورق است
  3. غزل شمارهٔ ۶۴دو عالم سوختن نیرنگ عشق است
  4. غزل شمارهٔ ۶۵خاموشی من قفل نهان‌خانهٔ عشق است
  5. غزل شمارهٔ ۶۶منزلگه دل‌ها همه کاشانهٔ عشق است
  6. غزل شمارهٔ ۶۷مرا که شیشه ی دل در زیارت سنگ است
  7. غزل شمارهٔ ۶۸هزار حسن عبادت نه زشتی عمل است
  8. غزل شمارهٔ ۶۹تا خط به گرد آن لب شیرین شمایل است
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.