پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲

گر نوش وفا قحط شود، نیش کفاف است

امروز که مرهم نبود ریش کفاف است

گر سلطنت دنیی و دین جمع نکردیم

پیشانی شاه و دل درویش کفاف است

بی سلسله جنبان ستم چرخ بجستند

پیرانه ستم گر نکند خویش کفاف است

آن را که در گنج سعادت بگشایند

تشویش ستم های کم و بیش کفاف است

در منجله ی عشق سر انگشت فرو بر

گر شهد میسر نشود نیش کفاف است

عرفی به ره تجربه زین پس بنشینند

محنت زده را واقعه ی پیش کفاف است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴دو عالم سوختن نیرنگ عشق است
  2. غزل شمارهٔ ۶۵خاموشی من قفل نهان‌خانهٔ عشق است
  3. غزل شمارهٔ ۶۶منزلگه دل‌ها همه کاشانهٔ عشق است
  4. غزل شمارهٔ ۶۷مرا که شیشه ی دل در زیارت سنگ است
  5. غزل شمارهٔ ۶۸هزار حسن عبادت نه زشتی عمل است
  6. غزل شمارهٔ ۶۹تا خط به گرد آن لب شیرین شمایل است
  7. غزل شمارهٔ ۷۰دریا فراخ و کشتی ما بی معلم است
  8. غزل شمارهٔ ۷۱هر خنده دریچه ی گشاینده ی غم است
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.