پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹

شب عشاق ز روز دگران در پیش است

مرگ این طایفه، بسیار، ز جان در پیش است

من همان روز که جولان تو دیدم گفتم

که فراموشی ام ز دست و عنان در پیش است

چه غم از پرده دری های نمیم است مرا

که بر انداختن نام و نشان در پیش است

برو ای عقل منه منطق و حکمت پیشم

که مرا نسخه ی غم های فلان در پیش است

رفت عرفی ز پی عقل و به جایی نرسید

گرچه صد مرحله ی کون و مکان در پیش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱می مغانه که از درد شور و شر صاف است
  2. غزل شمارهٔ ۶۲گر نوش وفا قحط شود، نیش کفاف است
  3. غزل شمارهٔ ۶۳آتشین لالهٔ دل صد ورق است
  4. غزل شمارهٔ ۶۴دو عالم سوختن نیرنگ عشق است
  5. غزل شمارهٔ ۶۵خاموشی من قفل نهان‌خانهٔ عشق است
  6. غزل شمارهٔ ۶۶منزلگه دل‌ها همه کاشانهٔ عشق است
  7. غزل شمارهٔ ۶۷مرا که شیشه ی دل در زیارت سنگ است
  8. غزل شمارهٔ ۶۸هزار حسن عبادت نه زشتی عمل است
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.