پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸

هر گاه که از مهر به کین میل تو بیش است

اول نمک سینه ی ما باش که ریش است

معشوق در آغوش و مرا آیینه در کف

از بس که دلم شیفته ی زشتی خویش است

زندان بود آمیزش آن کز ره عادت

در کشمکش صحبت بیگانه و خویش است

دانم که شفیق اند طبیبان همگی، لیک

مرهم که نه معشوق نهد دشمن ریش است

با کعبه روان انس نگیرد دل عرفی

دایم قدمی چند ازین قافله پیش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰برو مسیح که فکر فراغ من غلط است
  2. غزل شمارهٔ ۶۱می مغانه که از درد شور و شر صاف است
  3. غزل شمارهٔ ۶۲گر نوش وفا قحط شود، نیش کفاف است
  4. غزل شمارهٔ ۶۳آتشین لالهٔ دل صد ورق است
  5. غزل شمارهٔ ۶۴دو عالم سوختن نیرنگ عشق است
  6. غزل شمارهٔ ۶۵خاموشی من قفل نهان‌خانهٔ عشق است
  7. غزل شمارهٔ ۶۶منزلگه دل‌ها همه کاشانهٔ عشق است
  8. غزل شمارهٔ ۶۷مرا که شیشه ی دل در زیارت سنگ است
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.