پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳

بیدادگری روی تو اندازه ی راز است

این رشته به انگشت نپیچی که دراز است

عشق آفت سلطان بود، آرایش بنده

این مسأله در نسخه ی محمود و ایاز است

یا رب تو نگهدار دل خلوتیان را

کان مغبچه مست است و در صومعه باز است

خونابه ی حسرت چکد از هز مژه هر گاه

بینم که خداوند کسی بنده نواز است

این قهقهه ی عیش که با کبک دل ماست

باور نتوان کرد که در چنگل باز است

هر چند که عرفی پی تحقیق شتاب است

مشتاب به دنبال، که او بیهده تاز است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵جنگ آتش، آشتی آتش، مدارا آتش است
  2. غزل شمارهٔ ۵۶عهد حسنش روزگار دستبرد آتش است
  3. غزل شمارهٔ ۵۷تا روی دل فروز تو بستان آتش است
  4. غزل شمارهٔ ۵۸هر گاه که از مهر به کین میل تو بیش است
  5. غزل شمارهٔ ۵۹شب عشاق ز روز دگران در پیش است
  6. غزل شمارهٔ ۶۰برو مسیح که فکر فراغ من غلط است
  7. غزل شمارهٔ ۶۱می مغانه که از درد شور و شر صاف است
  8. غزل شمارهٔ ۶۲گر نوش وفا قحط شود، نیش کفاف است
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.