پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹

منم که یافته ام ذوق صحبت غم را

به صبح عید دهم وعده ی شام ماتم را

ز لاف صبر بسی نادمیم، طعنه مزن

مروت که ملامت بلاست ملزم را

به لذت ابد ار زنم او دلا مژده

که داد بی اثری انفعال مرهم را

هوای باغ محبت به غایتی گرم است

که هیچ سبزه ندیده است روی شبنم را

قبول عشق عنانم گرفت عرفی برد

به خلوتی که تصور نبود محرم را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱التفاتی نیست با امید مطلوب مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۲عشق کو تا در بیابان جنون آرد مرا
  3. غزل شمارهٔ ۱۳چرا خجل نکند چشم اشکبار مرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۴به زهر تشنه لبم با شکر چه کار مرا
  5. غزل شمارهٔ ۱۵هر دم زند هوس به چراغ دگر مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۶چراغ عشق به گلخن شود دلیل مرا
  7. غزل شمارهٔ ۱۷شب تا سحر کنم عجز، تا بوسم آستان را
  8. غزل شمارهٔ ۱۸نی مهر دوست دارم ، نی کین دشمنان را
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.