پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵

هر دم زند هوس به چراغ دگر مرا

رسوا کند ز شکوه ی داغ دگر مرا

گو بوی گل بسوز دماغم که داده اند

از بهر بوی دوست دماغ دگر مرا

مشتاق شمع طورم و هر دم هجوم شوق

آلوده می کند به چراغ دگر مرا

هر محرمی که می کنم از وی سراغ دوست

محتاج می کند به سراغ دگر مرا

عرفی نوا مجو که حریفان بلبل اند

هر دم مکش به نغمه ی زاغ دگر مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷شب تا سحر کنم عجز، تا بوسم آستان را
  2. غزل شمارهٔ ۱۸نی مهر دوست دارم ، نی کین دشمنان را
  3. غزل شمارهٔ ۱۹تا به کی معبچه ی می نوش و بیارا ایمان را
  4. غزل شمارهٔ ۲۰به جز ریش بلا مرهم مبادا ریسه ریشان را
  5. غزل شمارهٔ ۲۱تا تیز کرده ای به سیاست نگاه را
  6. غزل شمارهٔ ۲۲از تو نوشت و داد دل آرمیده را
  7. غزل شمارهٔ ۲۳دادم به چشم او دل اندوه پیشه را
  8. غزل شمارهٔ ۲۴تحفهٔ مرهم نگیرد سینهٔ افکار ما
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.