پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹

تا به کی معبچه ی می نوش و بیارا ایمان را

تا به کی پیش بری لعمه ی شادروان را

این مزاری است که صد چون تو در و مدفون است

که تو امروز بر و طرح کنی ایوان را

جمله در کشتی نوح اند حریفان در خواب

ورنه هرگز ننشانید قضا توفان را

بحث با رد و قبول بت ترسا بچه است

ورنه از کفر زبونی نبود ایمان را

چون اثر در تو کند عشق؟ که اعجاز مسیح

مرده را جان دهد، آدم نکند حیوان را

جنس دین را چه کساد آمده عرفی در پیش؟

که به جز مرده ز حافظ نخرد قرآن را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱تا تیز کرده ای به سیاست نگاه را
  2. غزل شمارهٔ ۲۲از تو نوشت و داد دل آرمیده را
  3. غزل شمارهٔ ۲۳دادم به چشم او دل اندوه پیشه را
  4. غزل شمارهٔ ۲۴تحفهٔ مرهم نگیرد سینهٔ افکار ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۵فارغیم ای عاملان حشر ز احسان شما
  6. غزل شمارهٔ ۲۶صبح گدا و شام ز خورشید روشن است
  7. غزل شمارهٔ ۲۷ار نالهٔ شبانه اثر برده‌ایم ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۸نوش دارو نشأیِ عّلت نهد در جان ما
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.