پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱

تا تیز کرده ای به سیاست نگاه را

صد منت است بر دل عاشق گناه را

ای روی غم سیاه که از شرم گریه ام

بر پشت پا دوخته چشم سیاه را

تلخی به عیش او نرساند ملال من

از ماتم گدا چه زیان عید شاه را

هر گه فتاد رهم به صحرای معرفت

با برق در معامله دیدم گیاه را

فردا به خلق تا بنمایم عطای دوست

ثابت کنم به خویش، دو عالم گناه را

عرفی طمع مدار مدارا ز خوی دوست

در دل نگاه دار سرآسیمه آه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳دادم به چشم او دل اندوه پیشه را
  2. غزل شمارهٔ ۲۴تحفهٔ مرهم نگیرد سینهٔ افکار ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۵فارغیم ای عاملان حشر ز احسان شما
  4. غزل شمارهٔ ۲۶صبح گدا و شام ز خورشید روشن است
  5. غزل شمارهٔ ۲۷ار نالهٔ شبانه اثر برده‌ایم ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۸نوش دارو نشأیِ عّلت نهد در جان ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۹نداد نور شراری چراغ هستی ما
  8. غزل شمارهٔ ۳۰گفت‌وگوی غم یعقوب بود پیشهٔ ما
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.