پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷

ار نالهٔ شبانه اثر برده‌ایم ما

ناموس گریه‌های سحر برده‌ایم ما

سرمای عافیت نشناسیم کز ازل

در گرمسیر عشق به سر برده‌ایم ما

باد مراد گر نوزد دم به دم چه باک

کشتی ز موج خیز به در برده‌ایم ما

راهی که خضر داشت ز سرچشمه دور بود

لب تشنگی ز راه دگر برده‌ایم ما

سود متاع ما چه بود کز دیار عمر

مژگان خشک و دامن تر برده‌ایم ما

خامی نرفت عرفی و گشتیم بحر و بر

بنشین که آبروی سفر برده‌ایم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹نداد نور شراری چراغ هستی ما
  2. غزل شمارهٔ ۳۰گفت‌وگوی غم یعقوب بود پیشهٔ ما
  3. غزل شمارهٔ ۳۱دلم در کعبه‌ای رو کرد و همت جوید از دل‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۳۲از بس که در معارضه دیدم مثال‌ها
  5. غزل شمارهٔ ۳۳صد قول به یک زمزمه طی می کنم امشب
  6. غزل شمارهٔ ۳۴دل چو به غم شاد زیست، مهر و وفا از او طلب
  7. غزل شمارهٔ ۳۵صد شکر کز اقبال غم و لشگر آفت
  8. غزل شمارهٔ ۳۶گشود برقع و توفان حسن عالم سوخت
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.