پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴

تحفهٔ مرهم نگیرد سینهٔ افکار ما

سایهٔ گل برنتابد گوشهٔ دستار ما

باعثی دارد رواج، سبحه کو، تزویر کو

تا ببندد صد گره بر رشتهٔ زنار ما

ما لب آلوده بهر توبه بگشاییم، لیک

بانگ عصیان می‌زند ناقوس استغفار ما

آتش‌افروز تب هجریم و هرگز کس ندید

جوش تبخال شفاعت بر لب زنهار ما

مرحبا ای چاره، آسان می‌گشایی کار خلق

ناخنی بس تیز داری رخنه‌ای در کار ما

ساکن میخانهٔ ما باش عرفی زان که نیست

چشمهٔ نور و صفا در سایهٔ دیوار ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶صبح گدا و شام ز خورشید روشن است
  2. غزل شمارهٔ ۲۷ار نالهٔ شبانه اثر برده‌ایم ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۸نوش دارو نشأیِ عّلت نهد در جان ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۹نداد نور شراری چراغ هستی ما
  5. غزل شمارهٔ ۳۰گفت‌وگوی غم یعقوب بود پیشهٔ ما
  6. غزل شمارهٔ ۳۱دلم در کعبه‌ای رو کرد و همت جوید از دل‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۳۲از بس که در معارضه دیدم مثال‌ها
  8. غزل شمارهٔ ۳۳صد قول به یک زمزمه طی می کنم امشب
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.