پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵

فارغیم ای عاملان حشر ز احسان شما

کشت و کار ما نمی گنجد به میزان شما

رندی ام ای میر دیوان، جزا ثابت بود

من صبوحی کرده می آیم به دیوان شما

نیست غم ز آلودگی ای سالکان راه عشق

دست کوثر می فشاند گرد ایوان شما

آفتاب ما طلوع از مشرق یثرب نمود

فارغیم ای مصریان از ماه کنعان شما

رفته رفته کار خود می ساختم ناپایدار

گر بگشتی دستگیرم فیض احسان شما

شب گذشت و جام می لب تر نکردی زاهدا

مجلس رندان ندارد طاقت شأن شما

دست عدل ای سینه ریشان گر نبخشد مرهمی

طاق کسرا می کند چاک گریبان شما

عرض مال، ای منعمان، بر می کشان، بی حرمتی است

خرج یک بزم شراب ماست سامان شما

از تبسم بر سر خوبان چرا منت نهند

این ملاحت با نمک هست از نمکدان شما

سوخت عرفی از حجاب ناکسان کوی عشق

شرم حرمت برنتابد روی مهران شما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷ار نالهٔ شبانه اثر برده‌ایم ما
  2. غزل شمارهٔ ۲۸نوش دارو نشأیِ عّلت نهد در جان ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۹نداد نور شراری چراغ هستی ما
  4. غزل شمارهٔ ۳۰گفت‌وگوی غم یعقوب بود پیشهٔ ما
  5. غزل شمارهٔ ۳۱دلم در کعبه‌ای رو کرد و همت جوید از دل‌ها
  6. غزل شمارهٔ ۳۲از بس که در معارضه دیدم مثال‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۳۳صد قول به یک زمزمه طی می کنم امشب
  8. غزل شمارهٔ ۳۴دل چو به غم شاد زیست، مهر و وفا از او طلب
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.