پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲

از تو نوشت و داد دل آرمیده را

غم نامه های شسته و صد ره دریده را

شادم که در تپیدن خاصی فکنده ام

هر ذره از وجود دل آرمیده را

الماس ریزه کس نخرد در دیار عشق

کانجا به توتیا نبود صلح دیده را

آورده ام به کف سر زلفی که بر دلم

شب کرده صبح عافیتی نادمیده را

عرفی به زیر تیع مشو مضطرب که هست

اجری دگر ، شهیدِ به خون در تپیده را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴تحفهٔ مرهم نگیرد سینهٔ افکار ما
  2. غزل شمارهٔ ۲۵فارغیم ای عاملان حشر ز احسان شما
  3. غزل شمارهٔ ۲۶صبح گدا و شام ز خورشید روشن است
  4. غزل شمارهٔ ۲۷ار نالهٔ شبانه اثر برده‌ایم ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۸نوش دارو نشأیِ عّلت نهد در جان ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۹نداد نور شراری چراغ هستی ما
  7. غزل شمارهٔ ۳۰گفت‌وگوی غم یعقوب بود پیشهٔ ما
  8. غزل شمارهٔ ۳۱دلم در کعبه‌ای رو کرد و همت جوید از دل‌ها
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.