پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶

چراغ عشق به گلخن شود دلیل مرا

شبی به گلخن خود می برد خلیل مرا

ز باغ وصل ثمر خواهم آن قدر که دهند

کجا نظر به کثیر است و یا قلیل مرا

رو ای مگس به مگس ران مساز محتاجم

که منفعل نکند بال جبرییل مرا

علاج تشنگی ام خون دل کند ور نه

ز روی لب گذرد بند سلسبیل مرا

چه گونه باورم آید ز اهل حسن وفا

نکرده حسن تو ملزم به صد دلیل مرا

فغان ز جلوه ی جنت که با سخاوت عشق

به بر فشاندن جان می کند بخیل مرا

دلم ز جور خسیسان الم کشد ور نه

نمی گزد ستم مردم اصیل مرا

کجاست عرفی مجنون که تازیانه ی او

ز کوی عقل بدارد هزار میل مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸نی مهر دوست دارم ، نی کین دشمنان را
  2. غزل شمارهٔ ۱۹تا به کی معبچه ی می نوش و بیارا ایمان را
  3. غزل شمارهٔ ۲۰به جز ریش بلا مرهم مبادا ریسه ریشان را
  4. غزل شمارهٔ ۲۱تا تیز کرده ای به سیاست نگاه را
  5. غزل شمارهٔ ۲۲از تو نوشت و داد دل آرمیده را
  6. غزل شمارهٔ ۲۳دادم به چشم او دل اندوه پیشه را
  7. غزل شمارهٔ ۲۴تحفهٔ مرهم نگیرد سینهٔ افکار ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۵فارغیم ای عاملان حشر ز احسان شما
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.