پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴

به زهر تشنه لبم با شکر چه کار مرا

دراز باد شبم با سحر چه کار مرا

مرا نشاط تماشا بس از بهشت وصال

به قیمت کم و بیش ثمر چه کار مرا

ز بهر کاوش دل اهل درد نیش طلب

من و نگاه تو، با نیشتر چه کار مرا

مرا فریب دهد ناله ای و به غم گوید

ز من ترانه شنو با اثر چه کار مرا

ز ناز شربت کوثر نمی چشیدم، آه

به آتش دل داغ جگر چه کار مرا

من و شکستن افغان به سینه در شب غم

به نغمه سنجی مرغ سحر چه کار مرا

چرا ز غرفی جانباز سر نمی طلبی

فدای تیغ تو جانم، به سر چه کار مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶چراغ عشق به گلخن شود دلیل مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۷شب تا سحر کنم عجز، تا بوسم آستان را
  3. غزل شمارهٔ ۱۸نی مهر دوست دارم ، نی کین دشمنان را
  4. غزل شمارهٔ ۱۹تا به کی معبچه ی می نوش و بیارا ایمان را
  5. غزل شمارهٔ ۲۰به جز ریش بلا مرهم مبادا ریسه ریشان را
  6. غزل شمارهٔ ۲۱تا تیز کرده ای به سیاست نگاه را
  7. غزل شمارهٔ ۲۲از تو نوشت و داد دل آرمیده را
  8. غزل شمارهٔ ۲۳دادم به چشم او دل اندوه پیشه را
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.