پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲

عشق کو تا در بیابان جنون آرد مرا

تشنه سازد، بر لب دریای خون آرد مرا

در می طامات خوش لایعلقم، مطرب کجاست

تا به هوش از نغمه های ارغنون آرد مرا

در بهشتم کن خدایا تا نمانم شرمسار

تا که از شرم گنه دوزخ برون آرد مرا

می رود اندیشه ام در کعبه از دیر مغان

می برد باری نمی دانم که چون آرد مرا

گر بنالم عرفی از عقل و خرد معذور دار

من به این وادی نه خود آیم، جنون آرد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴به زهر تشنه لبم با شکر چه کار مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۵هر دم زند هوس به چراغ دگر مرا
  3. غزل شمارهٔ ۱۶چراغ عشق به گلخن شود دلیل مرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۷شب تا سحر کنم عجز، تا بوسم آستان را
  5. غزل شمارهٔ ۱۸نی مهر دوست دارم ، نی کین دشمنان را
  6. غزل شمارهٔ ۱۹تا به کی معبچه ی می نوش و بیارا ایمان را
  7. غزل شمارهٔ ۲۰به جز ریش بلا مرهم مبادا ریسه ریشان را
  8. غزل شمارهٔ ۲۱تا تیز کرده ای به سیاست نگاه را
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.