پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱

التفاتی نیست با امید مطلوب مرا

مرحمت با یاس باشد، خوی محبوب مرا

تا به حال من کند اندیشه های باطلش

پیش او در آتش اندازید مکتوب مرا

زان حجاب افتاد و زین عم خانه می ناید برون

دشمنی با خویش تا کی جان محبوب مرا

گفت و گو های دل شوریده ام باطل مدان

بهره ای از هوشمندی هست مجذوب مرا

گریه را ذوق است کانر تهمتی باعث نشست

ور نه یوسف در گریبان است یعقوب مرا

جسن و ناز و عشوه خواهد هر دم از شرم ادب

حسن اهلیت دهد آزاد محبوب مرا

ناصبوری گر کند عرفی دلم عیبش مکن

ناصبوری شرط اصلاح است ایوب مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳چرا خجل نکند چشم اشکبار مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۴به زهر تشنه لبم با شکر چه کار مرا
  3. غزل شمارهٔ ۱۵هر دم زند هوس به چراغ دگر مرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۶چراغ عشق به گلخن شود دلیل مرا
  5. غزل شمارهٔ ۱۷شب تا سحر کنم عجز، تا بوسم آستان را
  6. غزل شمارهٔ ۱۸نی مهر دوست دارم ، نی کین دشمنان را
  7. غزل شمارهٔ ۱۹تا به کی معبچه ی می نوش و بیارا ایمان را
  8. غزل شمارهٔ ۲۰به جز ریش بلا مرهم مبادا ریسه ریشان را
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.