پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶

در نو بهار باده ننوشد کسی چرا

می در پیاله زهد فروشد کسی چرا

مرغان چنین به شوق و بهاران چنین به ذوق

همراه بلبلان نخروشد کسی چرا

سر رشته ی معامله در دست قسمت است

با دشمنان به مهر بجوشد کسی چرا

صد دشمنم به خون به حل و تشنه دوست هم

این بی خمار باده ننوشد کسی چرا

چون دمبدم عنایت توفیق ممکن است

در تنگنای نزع نکوشد کسی چرا

هم دوستی است عرفی و هم رفع دشمنی

عیب غنیم دوست بپوشد کسی چرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸گرفتم آن که شب در خواب کردم پاسبانش را
  2. غزل شمارهٔ ۹منم که یافته ام ذوق صحبت غم را
  3. غزل شمارهٔ ۱۰در باغ طبیعت بفشردیم قدم را
  4. غزل شمارهٔ ۱۱التفاتی نیست با امید مطلوب مرا
  5. غزل شمارهٔ ۱۲عشق کو تا در بیابان جنون آرد مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۳چرا خجل نکند چشم اشکبار مرا
  7. غزل شمارهٔ ۱۴به زهر تشنه لبم با شکر چه کار مرا
  8. غزل شمارهٔ ۱۵هر دم زند هوس به چراغ دگر مرا
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.