پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵

می کش و مست عشوه کن، نرگس می پرست را

میکده ی کرشمه کن، گوشه ی چشم مست را

آمده فوج تازه ای ، جمله شهادت آرزو

خیز و شراب و دشنه ده ،غمزه ی تیز مست را

خیز و سماع شوق کن، چند به حکم عافیت

در شکنی به گوش دل، زمزمه ی الست را

زلف شکن فروش را ، بر دل من متاع کش

یاد زمانه ده ز نو، قاعده ی شکست را

گرم زیارت حرم، گشت ز بیخودی ، ولی

یا صنم است بر زبان، عرفی بت پرست را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷خیز و به جلوه آب ده، سرو چمن تراز را
  2. غزل شمارهٔ ۸گرفتم آن که شب در خواب کردم پاسبانش را
  3. غزل شمارهٔ ۹منم که یافته ام ذوق صحبت غم را
  4. غزل شمارهٔ ۱۰در باغ طبیعت بفشردیم قدم را
  5. غزل شمارهٔ ۱۱التفاتی نیست با امید مطلوب مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۲عشق کو تا در بیابان جنون آرد مرا
  7. غزل شمارهٔ ۱۳چرا خجل نکند چشم اشکبار مرا
  8. غزل شمارهٔ ۱۴به زهر تشنه لبم با شکر چه کار مرا
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.