پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷

تاج زر گر بودش فتنه ی از بهر خود است

فتنه این است که در زیر کلاه نمد است

معنی تجربه بشناس و ره تجربه گیر

تا بدانی که تو را ظلم عدالت مدد است

در میانی خزف و گوهرم اندیشه به جاست

من که دی هر که نکو یافتم امروز بد است

گر شود جام بدل شخص مبدل نشود

هر کجا یا صنم آمد به زبان یا صمد است

حسد تهمت آزادی سروم بگداخت

این مرادی است که بر تهمت او هم حسد است

رقم هندسه عرفی منه اشعار مرا

هر جه زین باغ بروید گل سر سبد است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹تا کوکبه ی رحمت جاوید بلند است
  2. غزل شمارهٔ ۵۰ناله ام پرورش آموز نهال اثر است
  3. غزل شمارهٔ ۵۱هرگز مگو که کعبه ز بتخانه خوشتر است
  4. غزل شمارهٔ ۵۲دورم از کوی تو، جا در زیر خاکم بهتر است
  5. غزل شمارهٔ ۵۳بیدادگری روی تو اندازه ی راز است
  6. غزل شمارهٔ ۵۴از آن ز شربت صلحم هوای پرهیز است
  7. غزل شمارهٔ ۵۵جنگ آتش، آشتی آتش، مدارا آتش است
  8. غزل شمارهٔ ۵۶عهد حسنش روزگار دستبرد آتش است
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.