پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸

لب فروبستن ناصح گرهی بر باد است

صد ره این بست و گشادم بر یاد است

گل حسن تو بود در همه جا فصل بهار

بلبل باغ نوا از همه غم آزاد است

آدمی را ز همه چیز نفس منتخب است

در نفس منتخب آن است که با فریاد است

عرفی ار توبه ز می کرد نماند محجوب

توبه ی رند خرابات شکست آباد است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰ناله ام پرورش آموز نهال اثر است
  2. غزل شمارهٔ ۵۱هرگز مگو که کعبه ز بتخانه خوشتر است
  3. غزل شمارهٔ ۵۲دورم از کوی تو، جا در زیر خاکم بهتر است
  4. غزل شمارهٔ ۵۳بیدادگری روی تو اندازه ی راز است
  5. غزل شمارهٔ ۵۴از آن ز شربت صلحم هوای پرهیز است
  6. غزل شمارهٔ ۵۵جنگ آتش، آشتی آتش، مدارا آتش است
  7. غزل شمارهٔ ۵۶عهد حسنش روزگار دستبرد آتش است
  8. غزل شمارهٔ ۵۷تا روی دل فروز تو بستان آتش است
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.