پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵

آنی که پای تا به سرت عجب طاعت است

شب زنده داریت بتر از خواب غفلت است

خواهی به کعبه رو کن و خواهی یه سومنات

دل بد مکن که شش جهت از بهر طاعت است

بیرون بود حلاوت و تلخی و مدح و ذم

رد و قبول با همه از روی عادت است

احباب را سلام و دعایی ضرور نیست

این شیوه ها وسیله ی مهر و محبت است

غافل مرو که تا در بیت الحرام عشق

صد منزل است و منزل اول قیامت است

عرفی مخوان به شاعر بی فضل شعر خویش

نزد حکیم بر که نه شعر است، حکمت است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷تاج زر گر بودش فتنه ی از بهر خود است
  2. غزل شمارهٔ ۴۸لب فروبستن ناصح گرهی بر باد است
  3. غزل شمارهٔ ۴۹تا کوکبه ی رحمت جاوید بلند است
  4. غزل شمارهٔ ۵۰ناله ام پرورش آموز نهال اثر است
  5. غزل شمارهٔ ۵۱هرگز مگو که کعبه ز بتخانه خوشتر است
  6. غزل شمارهٔ ۵۲دورم از کوی تو، جا در زیر خاکم بهتر است
  7. غزل شمارهٔ ۵۳بیدادگری روی تو اندازه ی راز است
  8. غزل شمارهٔ ۵۴از آن ز شربت صلحم هوای پرهیز است
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.