پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۵

به شمعی کو صبا کرده به خلوت، خانه‌ای داری

که از تنهایی‌ات غم نیست گر پروانه‌ای داری

از این خلوت‌نشینی کم نگردد هستی حسنت

که آنجا هم ز خون مجرمان پیمانه‌ای داری

مرا این آتش از داغ جدایی بیشتر سوزد

که می‌گویند جا در محفل بیگانه‌ای داری

ز آسیب نظر گر می‌گریزی در دلم بنشین

که آنگه خالی از نامحرمان کاشانه‌ای داری

به شرط آنکه ناید گردی از خاکسترش بیرون

طلب کن جان من گر جان‌فشان پروانه‌ای داری

نخواهی دید عرفی تا قیامت روی هشیاری

که این مستی ز شوق نرگس مستانه‌ای داری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۷امشب که به سر شراب داری
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۸تا در قدحم بادهٔ امید نیابی
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۹با گلهٔ دوستان هست حلاوت بسی
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۰نه از غربت اندر وطن می روی
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۱خوش آن گرمی ز شمع وصل مهرافروزتر باشی
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۲سبک بران چو از این بی‌قرار می‌گذری
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۳َبه امید عذر خواهان ز نیاز عذر خواهی
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.