پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۴

باز از شراب فتنه خرابم نمی کنی

در آتش کرشمه کبابم نمی کنی

صد شیشه گشت خالی و صد خُم به ته رسید

وز جرعه ای هنوز خرابم نمی کنی

صد پرسشم ز هر سر مو می کنی، ولی

یک بار عنایتی به جوابم نمی کنی

بهر فریب، سایه بیاندازیم به سر

در زیر چرخ سدره به خوابم نمی کنی

صد ناله سوخت در دل و در بزم خود هنوز

فریاد بخش چنگ و ربابم نمی کنی

مردم ز ننگ هوش و مستانه خنده ای

دریا کش محیط شرابم نمی کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۶صنم گفتم دلا جان تازه کردی
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۷امشب که به سر شراب داری
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۸تا در قدحم بادهٔ امید نیابی
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۹با گلهٔ دوستان هست حلاوت بسی
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۰نه از غربت اندر وطن می روی
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۱خوش آن گرمی ز شمع وصل مهرافروزتر باشی
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۲سبک بران چو از این بی‌قرار می‌گذری
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۳َبه امید عذر خواهان ز نیاز عذر خواهی
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.