پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۷

اگر آرایش از دکانچهٔ ناموس بستانی

سر آویل تذرو و حلهٔ طاووس بستانی

نگیری هیچ اسباب ترنم، در ضرر افتد

همه هیهات برداری، همه افسوس بستانی

چراغت از دل آتش پرستان گر شود روشن

در اندازی درآتش سبحه و ناقوس بستانی

ادب از دست بگذاری و سودای وصال او

به لعلش جان دهی در آستانش، بوس بستانی

هر آن سرمایهٔ مقصود نایاب تر، عرفی

نجویی گر دهندت قدر نامحسوس بستانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۹من صید غم عشوه نمایی که تو باشی
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۰نه شکیب توبه از می، نه ادب ز ما به مستی
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۱گمان دارم که این درد و تحمل می کند کاری
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۲چندم ای نالهٔ سحر بکُشی
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۳تا خون نخوری چاشنی درد ندانی
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۴باز از شراب فتنه خرابم نمی کنی
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۵به شمعی کو صبا کرده به خلوت، خانه‌ای داری
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۶صنم گفتم دلا جان تازه کردی
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.