پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۶

بهار رفت و نکردیم عزم جای خوشی

برهنه سر بنشستیم در هوای خوشی

بهار رفت و به هنگامهٔ نواسنجان

ولی از هوش نرفتیم از نوای خوشی

بهار رفت و به مستان گریه دوست دمی

نداشتیم سرودی به های های خوشی

بهار رفت و نبردیم هم عنان چمن

دلی گرفته ز عمری به دلگشای خوشی

بهار رفت و به گلبانگ بلبلان چمن

پیاله ای نکشیدیم در هوای خوشی

به ترهات تو عرفی خوشند دانایان

ندیده ام به جهان چون تو ژاژخای خوشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۸تا بدانی که دوستدار کشی
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۹من صید غم عشوه نمایی که تو باشی
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۰نه شکیب توبه از می، نه ادب ز ما به مستی
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۱گمان دارم که این درد و تحمل می کند کاری
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۲چندم ای نالهٔ سحر بکُشی
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۳تا خون نخوری چاشنی درد ندانی
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۴باز از شراب فتنه خرابم نمی کنی
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۵به شمعی کو صبا کرده به خلوت، خانه‌ای داری
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.