پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۵

بشتاب در راه طلب، بگذر ز هر آسودنی

این ره که بی پایان خوش است، ارزد به قدم فرسودنی

تحصیل درد دوستی، آن سو ترست از بیش و کم

دست از طلب کوته مکن، تا ممکنت افزودنی

کی نعمت دیدار او، می گنجد اندر حوصله

موسی کجا داغم کند، از دست و لب آلودنی

هر شوخ کامد در جهان، بگذاشت چندین رسم نو

کو از تو در عالم به ما، بر دوستان بخشودنی

اندیشه بی افسوس نی، عرفی چه تدبیر است این

گه سر به زانو ماندنی، گه دست بر هم سودنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۷اگر آرایش از دکانچهٔ ناموس بستانی
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۸تا بدانی که دوستدار کشی
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۹من صید غم عشوه نمایی که تو باشی
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۰نه شکیب توبه از می، نه ادب ز ما به مستی
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۱گمان دارم که این درد و تحمل می کند کاری
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۲چندم ای نالهٔ سحر بکُشی
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۳تا خون نخوری چاشنی درد ندانی
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۴باز از شراب فتنه خرابم نمی کنی
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.