پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۷

به کشتن من عاجز شتاب، یعنی چه

به قتل صید اسیر اضطراب، یعنی چه

دمی که چهره فروزد ز می، شود روشن

که بر دمیدن آتش ز آب یعنی چه

به تیغ غمزه اش ای دل نگاه حسرت چند

بگو که چیست مرادت، حجاب یعنی چه

دمی که بستهٔ فتراک او شوم دانند

که بوسه های منش بر رکاب یعنی چه

ز ذوق وصل و غم هجر یافتم، عرفی

که چیست عیش بهشت و عذاب یعنی چه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۹بانگ ما کبک است، خرمن را به خرمن باز ده
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۰از سفر می آیی و تاراج عزت کرده ای
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۱ای که سر تا قدمم را به جنون داشته ای
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۲تا مژدهٔ زخم دگر، دامن کش جان کرده ای
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۳ای عشق خوش تهیهٔ لذات کرده ای
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۴ای نه فلک ز خوشهٔ صنع تو دانه‌ای
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۵بشتاب در راه طلب، بگذر ز هر آسودنی
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۶بهار رفت و نکردیم عزم جای خوشی
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.