پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۵

شب نشد از تاب تب پیرهن آتشکده

پیرهنم شعله بود، انجمن آتشکده

صورت شیرین بکاشت، گلشنی از خار و خس

بهر خود آماده ساخت، کوهکن آتشکده

سینهٔ سوزان من، قبلهٔ گبران شده است

روح من آتش بود، جسم من آتشکده

سرد نگردد ز مرگ، ای دل آتش فروز

می برم از پیرهن در کفن آتشکده

رو سوی گلخن دلا، باغ و گلستان مشو

بس که بر افروختی در چمن آتشکده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۷به کشتن من عاجز شتاب، یعنی چه
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۸نه بی موجب به خاکم، از سم اسبش، نشان مانده
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۹بانگ ما کبک است، خرمن را به خرمن باز ده
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۰از سفر می آیی و تاراج عزت کرده ای
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۱ای که سر تا قدمم را به جنون داشته ای
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۲تا مژدهٔ زخم دگر، دامن کش جان کرده ای
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۳ای عشق خوش تهیهٔ لذات کرده ای
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۴ای نه فلک ز خوشهٔ صنع تو دانه‌ای
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.