پرش به محتوای اصلی
عرفی

عرفی

غزلیات

۵۷۳ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۱ دلی از نقشبندی های عشق آزاد می خواهم
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۲ منم که آب گل و رنگ لاله می طلبم
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۳ دل کز لبت چغانه به گوشش نمی زنم
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۴ تا به کی همره اندیشهٔ باطل باشم
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۵ تا کی دهم به دست تماشا زمام چشم
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۶ از دل غم او دریغ داریم
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۷ هر چند بی غمانه به مسکن فتاده ایم
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۸ تنها نه دلق خود به می ناب شسته ایم
  9. غزل شمارهٔ ۴۸۹ نشسته بر سر گنج به فقر مشهورم
  10. غزل شمارهٔ ۴۹۰ بس که درد عالمی در عشق تنها می کشم
  11. غزل شمارهٔ ۴۹۱ تا کی به حرم تشنه لب و مضمحل افتم
  12. غزل شمارهٔ ۴۹۲ نالنده ام ز درد مگر بلبلم
  13. غزل شمارهٔ ۴۹۳ زین بزم نه این بار بر آشفتم و رفتم
  14. غزل شمارهٔ ۴۹۴ خانه زاد محنتیم، آسودگی کم دیده ایم
  15. غزل شمارهٔ ۴۹۵ شهید وصلم و سیراب تر ز یاقوتم
  16. غزل شمارهٔ ۴۹۶ خوش آن مستی که باشد دوست پند آموز و دشمن هم
  17. غزل شمارهٔ ۴۹۷ چه دور است این که نفع از گردش گردون نمی بینم
  18. غزل شمارهٔ ۴۹۸ می‌فروشم راحت و عشق ستمگر می‌خرم
  19. غزل شمارهٔ ۴۹۹ ساغر ز دست مردم آزاده چون کشیم
  20. غزل شمارهٔ ۵۰۰ از گریه های بیهده سر تا به پا ترم
  21. غزل شمارهٔ ۵۰۱ چون زخم تازه دوخته ز خون لبالبم
  22. غزل شمارهٔ ۵۰۲ ما جام درد با دف و نی کم کشیده ایم
  23. غزل شمارهٔ ۵۰۳ هر متاع فتنه کز عشق ستمگر می‌خرم
  24. غزل شمارهٔ ۵۰۴ چند چو جو خوری، در پی آبرو روم
  25. غزل شمارهٔ ۵۰۵ مستیی کو که خرد را ز جنون دل شکنیم
  26. غزل شمارهٔ ۵۰۶ بردیم ز کویش، دم سردی و گذشتیم
  27. غزل شمارهٔ ۵۰۷ نیشی گرفته سینهٔ خویش ریش می کنیم
  28. غزل شمارهٔ ۵۰۸ مستم دگر این بیخودی از بوی که دارم
  29. غزل شمارهٔ ۵۰۹ منم که پارهٔ غم در دهان غم دارم
  30. غزل شمارهٔ ۵۱۰ به لب داغ چو با خنده به مرهم زده ایم
  31. غزل شمارهٔ ۵۱۱ دلی داریم و ما جمعی پریشان از غم اوییم
  32. غزل شمارهٔ ۵۱۲ باز می خواهم که شوخ دل ربایی خوش کنم
  33. غزل شمارهٔ ۵۱۳ در آتش آمدیم و فعانی نداشتیم
  34. غزل شمارهٔ ۵۱۴ ز من نبوده فغانی که دوش می کردم
  35. غزل شمارهٔ ۵۱۵ دل ر ا چه می دهی که به دارالشفا بریم
  36. غزل شمارهٔ ۵۱۶ چند از این بند غمت فال گشادی بزنیم
  37. غزل شمارهٔ ۵۱۷ گر نه خود را بیخود از جام جنون می ساختم
  38. غزل شمارهٔ ۵۱۸ پیش بردم در قمار عشق جانان باختن
  39. غزل شمارهٔ ۵۱۹ خوش آن ساعت که می رفتی و طاقت می رمید از من
  40. غزل شمارهٔ ۵۲۰ به چه رو به جلوه آید، طلب نیازمندان
  41. غزل شمارهٔ ۵۲۱ دانی که چیست مصلحت ما؟ گریستن
  42. غزل شمارهٔ ۵۲۲ دلا رنجی ببر، کز دردمندان می توان بودن
  43. غزل شمارهٔ ۵۲۳ خوش در خور است، حسرت تو با گریستن
  44. غزل شمارهٔ ۵۲۴ میرم ز هجر و گویم، یا رب به حسرت من
  45. غزل شمارهٔ ۵۲۵ بوستان پژمرده گردد، از دل ناشاد من
  46. غزل شمارهٔ ۵۲۶ نام حسنت چون برم، بر آسمان آید گران
  47. غزل شمارهٔ ۵۲۷ نه رو از ناز می تابد، گه نظاره ماه من
  48. غزل شمارهٔ ۵۲۸ تا تیغ به کف یابی، بر نفس دو دستی زن
  49. غزل شمارهٔ ۵۲۹ بیار شیشهٔ می، بر گل و کلاه فشان
  50. غزل شمارهٔ ۵۳۰ ای گریه، خون دل به کنار هوس مکن
  51. غزل شمارهٔ ۵۳۱ هنگام و دم نزغ، خراب نقس است این
  52. غزل شمارهٔ ۵۳۲ میان دعا بر دل شب مزن
  53. غزل شمارهٔ ۵۳۳ ز خونم روی میدان تازه گردان
  54. غزل شمارهٔ ۵۳۴ کو می شوقی که دل مست جنون آید برون
  55. غزل شمارهٔ ۵۳۵ ساقی بیا و دامن گل بر سبو فشان
  56. غزل شمارهٔ ۵۳۶ تو ای زاهد برو افسانهٔ باغ ارم بشنو
  57. غزل شمارهٔ ۵۳۷ ز چشم من مجوش ای گریه هنگام وصال او
  58. غزل شمارهٔ ۵۳۸ مسازم نا امید از خود، چو گشتم مبتلای تو
  59. غزل شمارهٔ ۵۳۹ تا به خون ریزیم اشارت ها نمود ابروی او
  60. غزل شمارهٔ ۵۴۰ اینک رسید وعده، گشاد نقاب کو

متن اشعار به نقل از گنجور.