پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۹

منم که پارهٔ غم در دهان غم دارم

به زیر ناصیه صد داستان غم دارم

دلی که زخم پذیری کند نمی دانم

وگر نه تیر نفس در کمان غم دارم

از آن به تیغ غم آیم که در دکانچهٔ عشق

هزار قافله عشرت زیان غم دارم

چه شد که جان به غمت داده ام به گفتهٔ عشق

اگر غمت بگریزد ضمان غم دارم

گر از بهشت شود معصیت عنان تابم

هزار شکر که صد بوستان غم دارم

از آن دیار عدم شد مسخرم، عرفی

که صد سپاه بلا در عنان غم دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۱دلی داریم و ما جمعی پریشان از غم اوییم
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۲باز می خواهم که شوخ دل ربایی خوش کنم
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۳در آتش آمدیم و فعانی نداشتیم
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۴ز من نبوده فغانی که دوش می کردم
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۵دل ر ا چه می دهی که به دارالشفا بریم
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۶چند از این بند غمت فال گشادی بزنیم
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۷گر نه خود را بیخود از جام جنون می ساختم
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۸پیش بردم در قمار عشق جانان باختن
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.