پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۰

به لب داغ چو با خنده به مرهم زده ایم

طعن شادی به دل سوخته از غم زده ایم

دل به رسوایی ما خوش مکن ای عشق که ما

طبل ناموس تو بر بام دو عالم زده ایم

بزم مقصود بچینید کز آشوب جنون

صد ره این بزم فروچیده و برهم زده ایم

برو ای غیر که خاموش لبان می دانند

که بر این رشته گره بهر که محکم زده ایم

مژده ای زخم که ناموس کلیدش گم کرد

قفل الماس که ما بر در مرهم زده ایم

عرفی از بادهٔ غم نشإ ی شادی مطلب

این نه جامی است که در انجمن جم زده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۲باز می خواهم که شوخ دل ربایی خوش کنم
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۳در آتش آمدیم و فعانی نداشتیم
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۴ز من نبوده فغانی که دوش می کردم
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۵دل ر ا چه می دهی که به دارالشفا بریم
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۶چند از این بند غمت فال گشادی بزنیم
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۷گر نه خود را بیخود از جام جنون می ساختم
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۸پیش بردم در قمار عشق جانان باختن
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۹خوش آن ساعت که می رفتی و طاقت می رمید از من
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.