پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۸

پیش بردم در قمار عشق جانان باختن

صد شکافم بر دل است و یک گریبان باختن

گوی میدان وفا را زخم چوگان بشکند

گر در این میدان سپهر آید به چوگان باختن

بردن جان دیده عشق و چیده بازی، هوش دار

با حریف پیش بین مستانه نتوان باختن

بی دل و دینم، وگر نه من کجا، سهو از کجا

از تهی دستی دلیرم، در پریشان باختن

نشأه صد ساله ام از یک درشتی کم شود

کی به یک تلخی توان صد شکّرستان باختن

دست عرفی از گریبان، کس جدا هرگز ندید

خواهد آخر دست در چاگ گریبان باختن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۰به چه رو به جلوه آید، طلب نیازمندان
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۱دانی که چیست مصلحت ما؟ گریستن
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۲دلا رنجی ببر، کز دردمندان می توان بودن
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۳خوش در خور است، حسرت تو با گریستن
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۴میرم ز هجر و گویم، یا رب به حسرت من
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۵بوستان پژمرده گردد، از دل ناشاد من
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۶نام حسنت چون برم، بر آسمان آید گران
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۷نه رو از ناز می تابد، گه نظاره ماه من
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.