پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۳

خوش در خور است، حسرت تو با گریستن

بی یاد تو حلال مبادا گریستن

بی گریه دوستدار تو آرام گیر نیست

یا کاو کاو دیده و دل یا گریستن

گویی که یاد می کنمت گه گهی، ولی

بیهوده نیست در دل شب ها گریستن

نازم به غمزهٔ تو که یک گام کرده است

صد ساله ره ز دیدهٔ من تا گریستن

من خود کی ام که گریه به حالم کنی، ولی

می زیبدت به نرگس شهلا گریستن

گر کام دل ز گریه میسر شود، ز دوست

صد سال می توان به تمنا گریستن

عرفی حریف دیدهٔ تر نیستی، ولی

بسیار گریه آورد این نا گریستن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۵بوستان پژمرده گردد، از دل ناشاد من
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۶نام حسنت چون برم، بر آسمان آید گران
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۷نه رو از ناز می تابد، گه نظاره ماه من
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۸تا تیغ به کف یابی، بر نفس دو دستی زن
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۹بیار شیشهٔ می، بر گل و کلاه فشان
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۰ای گریه، خون دل به کنار هوس مکن
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۱هنگام و دم نزغ، خراب نقس است این
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۲میان دعا بر دل شب مزن
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.