پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۹

بیار شیشهٔ می، بر گل و کلاه فشان

فروغ می به گریبان مهر و ماه فشان

ز باغ همت ما زهرخنده می روید

به دست ماه بچین و به روی جاه فشان

مجاوران حرم را در آستانهٔ عشق

غبار ناصیه آشوب بر جباه فشان

وکر به مشهد عشق آستین فشان آیی

سر قصب بفشان و به خاک راه فشان

بسوز گریهٔ من، ای بهشت بر در وصل

که مشت شبنم و برگ گلاب شاه فشان

کرشمه ای که نگیرم به جیب حسن آرام

بسوز پرده ای و در دامن نگاه فشان

دمید صبح فنا، دیده باز کن عرفی

بسوز دامن دود و به صبحگاه فشان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۱هنگام و دم نزغ، خراب نقس است این
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۲میان دعا بر دل شب مزن
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۳ز خونم روی میدان تازه گردان
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۴کو می شوقی که دل مست جنون آید برون
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۵ساقی بیا و دامن گل بر سبو فشان
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۶تو ای زاهد برو افسانهٔ باغ ارم بشنو
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۷ز چشم من مجوش ای گریه هنگام وصال او
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۸مسازم نا امید از خود، چو گشتم مبتلای تو
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.