پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۶

تو ای زاهد برو افسانهٔ باغ ارم بشنو

ولی از وصف کوی او به بانگ شمه هم بشنو

به ناکامی بمیرد هر که راه عشق پیماید

عنان را نرم کن وین مژدگانی هر قدم بشنو

لب جام است در افسانه آن گه که می نوشی

گمان دارم که گویم شمه ای از حال جم بشنو

مپر ای مرغ دل در صیدگاه ناز محبوبان

ز هر جانب صدای بال شاهین راز هم بشنو

بیا ای آن که بر طرف حریم کعبه می تازی

به گرد کوی او لبیک لبیک حرم بشنو

بیا در سینهٔ عرفی که مالامال غم گردی

به حال او صدای آه درد آلود غم بشنو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۸مسازم نا امید از خود، چو گشتم مبتلای تو
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۹تا به خون ریزیم اشارت ها نمود ابروی او
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۰اینک رسید وعده، گشاد نقاب کو
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۱صنمی که غمزهٔ او، به صف بلا نشسته
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۲خیز و شراب حیرتم، زان قد جلوه ساز ده
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۳ساغر لب ریز وصل، بر کف مشتاق نه
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۴عاشقی دکان رسوایی به شهر و کو منه
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۵شب نشد از تاب تب پیرهن آتشکده
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.