پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۸

تا تیغ به کف یابی، بر نفس دو دستی زن

تا سنگ به دست آید، بر شیشهٔ هستی زن

چون مرغ چمن تا کی بر آّب و هوا کوشی

پروانه صفت خود را بر شعله پرستی زن

اندوه مسلط کن بر شادی دون فطرت

شمشیر بلندی را بر تارک پستی زن

نا دیده عدم، خامی، در زن به وجود آتش

چون سیر عدم کردی، باز آ، در هستی زن

در راه طلب، عرفی، با هوش و سبک می رو

چون هوش ز پی ماند، در کوچهٔ مستی زن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۰ای گریه، خون دل به کنار هوس مکن
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۱هنگام و دم نزغ، خراب نقس است این
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۲میان دعا بر دل شب مزن
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۳ز خونم روی میدان تازه گردان
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۴کو می شوقی که دل مست جنون آید برون
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۵ساقی بیا و دامن گل بر سبو فشان
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۶تو ای زاهد برو افسانهٔ باغ ارم بشنو
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۷ز چشم من مجوش ای گریه هنگام وصال او
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.