پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۲

میان دعا بر دل شب مزن

ز لب ناله برچین و یا رب مزن

مزن لاف اسلام، اگر می زنی

چو ملزم بر آنی به مشرب مزن

به جولان خود هم مزن خنده ای

همین گو ز بالای اشهب مزن

پی حسنت الوانت این مست گل

که در خون سرشتی به قالب مزن

به شمشیر ترک طلب کشته شو

شبیخون فرصت به مطلب مزن

شبیخون زند غم به عرفی، بگو

که بانگ هزیمت به مرکب مزن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۴کو می شوقی که دل مست جنون آید برون
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۵ساقی بیا و دامن گل بر سبو فشان
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۶تو ای زاهد برو افسانهٔ باغ ارم بشنو
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۷ز چشم من مجوش ای گریه هنگام وصال او
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۸مسازم نا امید از خود، چو گشتم مبتلای تو
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۹تا به خون ریزیم اشارت ها نمود ابروی او
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۰اینک رسید وعده، گشاد نقاب کو
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۱صنمی که غمزهٔ او، به صف بلا نشسته
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.