پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۶

نام حسنت چون برم، بر آسمان آید گران

گر به گل بادی وزد بر باغبان آید گران

شهسوار حسن را، سر، مست باید بود، لیک

نی چنان مستی که در دستش عنان آید گران

دست بر دل مانده از درد خردمندی بسی

آن که بر دست و دلش رطل گران آید گران

بی گناهی بین که ان بدخو به قصد کشتنم

چون به زه بندد خدنگی بر کمان آید گران

گر متاع وصل شیرین را بدان نتوان خرید

بر دل پرویز گنج شایگان آید گران

ترک دلجویی کند چون منفعل گردم ز لطف

بر کریمان شرم روی میهمان آید گران

در غمی زد غوطه عرفی، کان غم لذت سرشت

بر دل یاران سبک، بر دشمنان آید گران

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۸تا تیغ به کف یابی، بر نفس دو دستی زن
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۹بیار شیشهٔ می، بر گل و کلاه فشان
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۰ای گریه، خون دل به کنار هوس مکن
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۱هنگام و دم نزغ، خراب نقس است این
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۲میان دعا بر دل شب مزن
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۳ز خونم روی میدان تازه گردان
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۴کو می شوقی که دل مست جنون آید برون
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۵ساقی بیا و دامن گل بر سبو فشان
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.