پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۵

بوستان پژمرده گردد، از دل ناشاد من

یاسمن را خنده بر لب سوزد از فریاد من

باغبان عشق می گوید که خاکستر شود

شانهٔ باد صبا در طرهٔ شمشاد من

گفتم آیین مغان پر ذوق بر باز آمدن

عشق گفت آیین مجنون من و فرهاد من

کفر نی، اسلام نی، اسلام کفر آمیز نی

حکمت ایزد ندانم چیست در ایجاد من

صد بت از هر ذره نشناسی و ماند مایه ای

گر کنی ای برهمن گلگشت کفر آباد من

عرفی از من گر ملولی سعی در خونم مکن

سیل غم را التفاتی نیست با بنیاد من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۷نه رو از ناز می تابد، گه نظاره ماه من
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۸تا تیغ به کف یابی، بر نفس دو دستی زن
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۹بیار شیشهٔ می، بر گل و کلاه فشان
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۰ای گریه، خون دل به کنار هوس مکن
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۱هنگام و دم نزغ، خراب نقس است این
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۲میان دعا بر دل شب مزن
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۳ز خونم روی میدان تازه گردان
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۴کو می شوقی که دل مست جنون آید برون
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.