پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۲

ما جام درد با دف و نی کم کشیده ایم

دایم قدح نهفته ز محرم کشیده ایم

دامن ز جام می مکش ای محتسب که ما

جام و سبو ز چشمهٔ زمزم کشیده ایم

دانسته ایم تلخی عیش گذشته را

تا خویش را به حلقهٔ ماتم کشیده ایم

ناسور گشته زخم و نمک را چه می کنیم

ما انتقام خویش ز مرهم کشیده ایم

ای آسمان مناز به بیداد خود که دوش

آهی برای مردم عالم کشیده ایم

ما داده ایم شیوهٔ غم بی شکی قرار

عرفی چه ها ز مردم بی غم کشیده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۴چند چو جو خوری، در پی آبرو روم
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۵مستیی کو که خرد را ز جنون دل شکنیم
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۶بردیم ز کویش، دم سردی و گذشتیم
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۷نیشی گرفته سینهٔ خویش ریش می کنیم
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۸مستم دگر این بیخودی از بوی که دارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۹منم که پارهٔ غم در دهان غم دارم
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۰به لب داغ چو با خنده به مرهم زده ایم
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۱دلی داریم و ما جمعی پریشان از غم اوییم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.