پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۳

هر متاع فتنه کز عشق ستمگر می‌خرم

می‌دهم باز و به منت بار دیگر می‌خرم

دهرِ مردافکن به میدانم کند تکلیف و من

می‌دهم روز خوش و آسیب اختر می‌خرم

مُهر منمای و مجو از من که من این جنس را

غابیانه می‌فروشم در برابر می‌خرم

در محبت، دل، زبان را دوست دارد ور نه من

نیم ناز از وی به صد جان بلکه کمتر می‌خرم

مایه‌دار همتم گر خار ره گردد فلک

می‌فروشم پا به خار راه و شهپر می‌خرم

دل به خشم از دلبر و من گرم صلح‌انگیزی‌ام

دم مزن ناصح که طوطی بهر شِکَّر می‌خرم

یک نگاه و یک تبسم گر کنی سرمایه‌ام

نوش و نیش هر دو عالم را سراسر می‌خرم

روی بازار مراد امروز عرفی با من است

دامن تر می‌فروشم، دیدهٔ تر می‌خرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۵مستیی کو که خرد را ز جنون دل شکنیم
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۶بردیم ز کویش، دم سردی و گذشتیم
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۷نیشی گرفته سینهٔ خویش ریش می کنیم
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۸مستم دگر این بیخودی از بوی که دارم
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۹منم که پارهٔ غم در دهان غم دارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۰به لب داغ چو با خنده به مرهم زده ایم
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۱دلی داریم و ما جمعی پریشان از غم اوییم
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۲باز می خواهم که شوخ دل ربایی خوش کنم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.