پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۵

مستیی کو که خرد را ز جنون دل شکنیم

شیشه ها بر سر مستوری عاقل شکنیم

موح دریای بلا می دهد این مژده که ما

کشتی صبر به نزدیکی ساحل شکنیم

ای مگس بال و پر طعنه فرو ریز که ما

بهر لذت به جگر ناوک قاتل شکنیم

زخم ناسور به صد عجز خَرَد نیش زجاج

شیشهٔ زهر چو در انجمن دل شکنیم

کعبه از ننگ ملول است، بیایید که ما

قدم قافله نارفته به منزل شکنیم

عرفی از سامری عشق دهد رخصت ما

به فسون بال و پر جادوی بابل شکنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۷نیشی گرفته سینهٔ خویش ریش می کنیم
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۸مستم دگر این بیخودی از بوی که دارم
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۹منم که پارهٔ غم در دهان غم دارم
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۰به لب داغ چو با خنده به مرهم زده ایم
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۱دلی داریم و ما جمعی پریشان از غم اوییم
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۲باز می خواهم که شوخ دل ربایی خوش کنم
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۳در آتش آمدیم و فعانی نداشتیم
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۴ز من نبوده فغانی که دوش می کردم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.