پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۶

بردیم ز کویش، دم سردی و گذشتیم

سودیم بر آن در، رخ زردی و گذشتیم

یاران بستادند که این جلوه گه کیست

ما سرمه گرفتیم ز گردی و گذشتیم

هر گه که ره ما به یکی راه رو افتاد

دیدیم چو خود، یکی بیهده گردی و گذشتیم

چون باد صبا، روی به هر سو که نهادیم

چیدیم غبار ره مردی و گذشتیم

آن در که پای دل ما داشت به زنجیر

گفتیم به دیوانهٔ فردی و گذشتیم

هر گه که گذار من و عرفی به هم افتاد

دادیم به هم تحفهٔ دردی و گذشتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۸مستم دگر این بیخودی از بوی که دارم
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۹منم که پارهٔ غم در دهان غم دارم
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۰به لب داغ چو با خنده به مرهم زده ایم
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۱دلی داریم و ما جمعی پریشان از غم اوییم
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۲باز می خواهم که شوخ دل ربایی خوش کنم
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۳در آتش آمدیم و فعانی نداشتیم
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۴ز من نبوده فغانی که دوش می کردم
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۵دل ر ا چه می دهی که به دارالشفا بریم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.