پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۴

چند چو جو خوری، در پی آبرو روم

زهر ز امتحان خورم، در پی آرزو روم

شوق سرِ بریده را، بر سر دار می برد

این سر و صد سر دگر، بازم و رو به رو روم

دست به دست می روم، همره لشکر جنون

تا به کدام دشت خون، پا نهم و فروروم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۶بردیم ز کویش، دم سردی و گذشتیم
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۷نیشی گرفته سینهٔ خویش ریش می کنیم
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۸مستم دگر این بیخودی از بوی که دارم
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۹منم که پارهٔ غم در دهان غم دارم
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۰به لب داغ چو با خنده به مرهم زده ایم
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۱دلی داریم و ما جمعی پریشان از غم اوییم
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۲باز می خواهم که شوخ دل ربایی خوش کنم
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۳در آتش آمدیم و فعانی نداشتیم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.