پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۱

چون زخم تازه دوخته ز خون لبالبم

ای وای اگر به شکوهٔ او آشنا لبم

بی دردی آورد همه قول و طرب، مسیح

گاهی به حال دل می‌گشا لبم

بستی لبم به شکوه و ذوق ادب شناخت

هر موی من ادا کند این شکوه با لبم

بگذشت عمر و گفت و شنو با تو رو نداد

ای بی‌نصیب گوشم و ای بی‌نوا لبم

صد بار لب گشودم و بر کس نریختم

آن‌ها که موج می‌زند از سینه تا لبم

لب وعده کرده بود که گوید غمم به دوست

وقت است اگر به وعده نماید وفا لبم

در دل گذشت یار و فرو ریختم بدان

پیغام‌ها که داشت نهان از صبا لبم

اقرار کن که سنگ دلم بعد از آن اگر

لب وا کنم به شکوه، به دندان بخا لبم

عرفی به ترهات زن آتش که جاودان

ماند گرسنه گوشم و باشد گدا لبم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۳هر متاع فتنه کز عشق ستمگر می‌خرم
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۴چند چو جو خوری، در پی آبرو روم
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۵مستیی کو که خرد را ز جنون دل شکنیم
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۶بردیم ز کویش، دم سردی و گذشتیم
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۷نیشی گرفته سینهٔ خویش ریش می کنیم
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۸مستم دگر این بیخودی از بوی که دارم
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۹منم که پارهٔ غم در دهان غم دارم
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۰به لب داغ چو با خنده به مرهم زده ایم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.