پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۰

از گریه های بیهده سر تا به پا ترم

هر چند بیش گریه کنم بی صفاترم

با آن که عمرهاست که بیگانه با منست

هر لحظه با کرشمهٔ او آشناترم

رضوان چگونه گوش به دستان من کند

کز بلبلان گلشن او خوش نواترم

خود را چه سان فروشم و کس چون خرد مرا

کز گوهر طبیعت خود بی بهاترم

نتوان دم از قبول بدین مایه زد، که من

از صوفیان گوشه نشین بی ریاترم

ای کام بخش غمزه اگر بینوا کُشی

اول مرا، که از دل خود بی نواترم

بی مهری تو دم به دم افزون تر است و من

از مهربانی تو محبت فزاترم

از شیوه های عشق تو که سرکش کسی نیافت

از نیش غمزهٔ تو به دل آشناترم

یک روز غم به شب نرساندم که غم نگفت

صد شکر کامشب از همه شب فتنه زاترم

گر در زمانه یار وفا کیش دیدمی

معلوم او شدی که از او با وفاترم

عرفی بتاز بر اثر نور دانشم

کز ماه و آفتاب تو را رهنماترم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۲ما جام درد با دف و نی کم کشیده ایم
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۳هر متاع فتنه کز عشق ستمگر می‌خرم
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۴چند چو جو خوری، در پی آبرو روم
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۵مستیی کو که خرد را ز جنون دل شکنیم
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۶بردیم ز کویش، دم سردی و گذشتیم
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۷نیشی گرفته سینهٔ خویش ریش می کنیم
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۸مستم دگر این بیخودی از بوی که دارم
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۹منم که پارهٔ غم در دهان غم دارم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.