پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۳

دل کز لبت چغانه به گوشش نمی زنم

مست است، این ترانه به گوشش نمی زنم

این بس جزای طعنهٔ زاهد که هیچ گاه

قول شرابخانه به گوشش نمی زنم

عهدش نماند کاین دو جهان گشت باز رمز

بی مهری زمانه به گوشش نمی زنم

گل گوش جان گشوده و با بلبلان باغ

یک بانگ بلبلانه به گوشش نمی زنم

عرفی به نغمه گوش بیالوده و ما هنوز

از ناله تازیانه به گوشش نمی زنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۵تا کی دهم به دست تماشا زمام چشم
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۶از دل غم او دریغ داریم
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۷هر چند بی غمانه به مسکن فتاده ایم
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۸تنها نه دلق خود به می ناب شسته ایم
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۹نشسته بر سر گنج به فقر مشهورم
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۰بس که درد عالمی در عشق تنها می کشم
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۱تا کی به حرم تشنه لب و مضمحل افتم
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۲نالنده ام ز درد مگر بلبلم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.