پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۶

از دل غم او دریغ داریم

این می ز سبو دریغ داریم

تا در سر کوی تو بلغزند

پای از لب جو دریغ داریم

دوزیم ز چاک سینه مرهم

زین رخنه رفو دریغ داریم

خود چیست متاع دین که آن را

از روی نکو دریغ داریم

سیراب و معززیم، شاید

آب از سگ کو دریغ داریم

عالم همه ریش و آن مه ما

یک خنده از او دریغ داریم

تو گل به جهان فشانی و ما

سنگش ز سبو دریغ داریم

عرفی بد ما مگو که اسرار

از بیهده گو دریغ داریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۸تنها نه دلق خود به می ناب شسته ایم
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۹نشسته بر سر گنج به فقر مشهورم
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۰بس که درد عالمی در عشق تنها می کشم
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۱تا کی به حرم تشنه لب و مضمحل افتم
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۲نالنده ام ز درد مگر بلبلم
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۳زین بزم نه این بار بر آشفتم و رفتم
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۴خانه زاد محنتیم، آسودگی کم دیده ایم
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۵شهید وصلم و سیراب تر ز یاقوتم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.