پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۴

خانه زاد محنتیم، آسودگی کم دیده ایم

آن چه از غیز زخم بیند، باز مرهم دیده ایم

هر که از آیینه ای بیند جمال کار خویش

ما فروغ کار در پیشانی غم دیده ایم

تا رضا در دیدهٔ ما کحل همت کرده است

طیلسان بخل را بر فرق حاتم دیده ایم

طعن بی توفیقی، ای زهاد، بر رندان بس است

چرب دستی های توفیق شما هم دیده ایم

مطلب از عشق است، برهان حکیمان کوته است

ای بسا بونصر و افلاتون که ملزم دیده ایم

دیده ام از نظم عرفی فیض اعجاز مسیح

طبع معنی زاش هم بر قلب مریم دیده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۶خوش آن مستی که باشد دوست پند آموز و دشمن هم
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۷چه دور است این که نفع از گردش گردون نمی بینم
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۸می‌فروشم راحت و عشق ستمگر می‌خرم
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۹ساغر ز دست مردم آزاده چون کشیم
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۰از گریه های بیهده سر تا به پا ترم
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۱چون زخم تازه دوخته ز خون لبالبم
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۲ما جام درد با دف و نی کم کشیده ایم
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۳هر متاع فتنه کز عشق ستمگر می‌خرم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.